تبليغاتX
لار نت

 

     لار نت    

مهمانی در لار و عکسها و خاطراتش

ويرايش قالب Dj danny


عکسهایی از لار ستان (روستای بائن)

 

 سلام و دروووووووووووووووود به شما دوستان خوبم.

همونطور که مشاهده فرمودید آدرس این وبلاک تغییر کرده. آخه قرار نیست ما همش عکس نشون بدیم و قرار که در مورد چیزهای دیگه هم بحث بشه. حالا شما زحمت بکشید و زین پس به این آدرس تشریف بیارید. ما در هفته قبل خبری در مورد انفجاری در شیراز گذاشتیم که زیاد استقبال نشد نمیدونم چرا از هر کی در مورد این فاجعه میپرسیدم  زیاد مشتاق نبود در موردش صحبت کنه. همه اونها حد اقل هموطنمون بودن ...

برای شادی روحشون یه حمد و توحید بخونید.

یکی از روزها من و دوستم ازپشت زمینهای دانشگاه راه افتادیم و همینطور که میرفتیم رسیدیم به یه باغی که توش سبزی کشت میشد خیلی با صفا بود زیبا تر از این نمیشد که وسط یه کویر بهشتی وجود داشته باشه. منو  دوستم خیلی اونجاها گشتیم ولی کسی نیومد تحویلمون بگیره برای همین از اونجا هیچ اطلاعاتی ندارم . به راهمون ادامه دادیم و رسیدیم به یه روستایی به اسم بائن  که بعدها رفتم و چند تا عکسی ازش گرفتم. من فکر نمیکردم که کنار شهر و چسبیده به شهر لار یه همچین روستای زیبایی باشه خیلی جا خوردم. خونه هاش کاهگلی درهاش چوبی و کوچه هاش تنگ و همه ی دیوارهاش رنگ خاک بود.

 

 

 مردم این روستا انقدر اصالت خودشون را حفظ کرده بودن که هنوز از خاک برای تعمیرات خونشون استفاده میکردن.

 

 تو راه هر کی منو میدید بهم سلام میکرد و  مهمانوازیشون حرف نداشت. به یه سه راهی رسیدم  که چند نفری نشسته بودن و یه کم از روستای بائن ازشون پرسیدم همین قدر فهمیدم که اسم اونجا روستای بائنه و از شهر قدیم هم قدمتش بیشتره .

 

 آثارهای باستانی زیادی داشت ولی با مرور زمان از بین رفته بودن ، با کمک دوتا از بچه ها به اسمهای نعمت و محمد راه افتادیم رفتیم به آثاری که به جا مونده بود یه سری بزنیم اول رفتیم به آب انبارهایی که کنار هم بود.

 

 اکثر آب انبارها توشون آب بود انقدر هم آبش زلال بود که وقتی من سنگ مینداختم توش تا زمانی که سنگ میرسید به کف من میتونستم ببینمش .خیلی دلم میخواست به آبش دست بزنم ولی دستم نمیرسید. بعدش رفتیم به چاه مزک سر زدیم اگه اشتباه نکنم  معنی مزک هم میشه چیکه چیکه. ظاهران چاهی بوده که قطره قطره ازش آب میومده اتفاقا هم خیلی عمق داشت ... وقتی من یه سنگی را انداختم توش حدودا 3 ثانیه طول کشید برسه به ته. حدود 50 متری بود.

  

 

 بعدش راه افتادیم رفتیم حمام قدیمی بائن  که اونم خیلی قشنگ بود ولی حیف که توش تاریک بود و من عکس زیادی نتونستم ازش بگیرم . حمام داری دوتا اتاق بود که با یه دالون به هم متصل میشدن  ، سقف هر دو اتاق گنبدی شکل بود نور گیر هم داشت (اون قدیما راحت میشد از بالای حموم تو حموم را دید زد)  یه دونه توالت هم اونجا بود ولی در پیکر خاصی نداشت.

 

 بعدش رفتیم به قلعه دیسه بائن که مال زمانی بود که گبری های هندو اونجا بودن از قلعه چیزی به جز دیواراش نمونده.

 

 موقع برگشتن هم من کلی فسیل صدفهای دریایی پیدا کردم . یوقت فکر نکنید همش روی زمین ریخته بود نه من با چاقویی که داشتم از لای سنگها درشون اوردم این مشاهدات حاکی از اینه که لار قبلا زیر آب اقانوس ها بوده. حیف که اون زمون شارژ دوربینم تموم شد و دیگه نتونستم عکس بگیرم.

انشا الله که لاری ها به این روستا تشریف بردن ... من این سفارش را به دوستان میکنم که اگه تو لار هستید و به این روستا نرفتید یا اگه تازه اومدید تو لار حتما یه سری به این روستا بزنید که خیلی زیباست.

ممنونم از اینکه با ما همراه شدید. اگر هم کسی مطلبی در مورد بائن داره به من بده من حتما ازش استفاده میکنم.

تا دیدار بعدی همتون را به خدا میسپارم.

یا علی

 

نوشنه شده توسط میلاد تاريخ یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:50 |+|


 

:: ياهو! مسنجر ::


:: صفحه نخست ::


:: ايميل ::


من کوچيک همتون ميلاد هستم، يکي از دانشجوهاي عمران که توي شهر زيبا و تماشايي لار دارم درس ميخونم. تازه ترم بوقم يعني ترم اول  و حالا حالا ها مهمون اين شهر زيبا وشهروندان عزيزش هستم حالا که قراره چند مدتي تو اين شهر باشم و از زندگي کردن توش لذت ببرم مي خوام همه جاي اين شهر را به همه نشون بدم. من مطمعنم که بقيه همه عاشق اين شهر ميشن، فقط از عزيزاني که لاري هستن اميد همکاري دارم چون خودم هيچي از اين شهر نميدونم.

 بي صبرانه منتظرتونم...